تبليغاتX
اصلا میدونی چیه ؟
سلام،

متاسفم که مجبورم خبر تلخ فوت استاد هنر ایران خسرو شکیبایی عزیز رو تو وبلاگ بنویسم

 مرحوم شکیبایی

خسرو عزیز یکی از معدود هنرمندانی بود که من واقعا دوستش داشتم و الان نمیدونم چه جوری احساسم رو واستون بگم، واقعا نمیدونم چه جوری میشه این موضوع رو که دیگه هیچوقت نمیشه کار جدید از خسرو شکیبایی دید و یا شنید، قبول کرد.

یادش گرامی

مطمئن هستم که اگه واقعا جهنم و بهشتی وجود داشته باشه، حتما جای خسرو تو بهترین جای اونه. مگه میشه خدا آدمی رو که تو دل همه آدمها جا داره رو جایی غیر از بهشت ببره ؟؟

فعلا بیشتر از این نمیتونم بنویسم. تا بعد .

 روحش شاد

نوشته شده توسط آقای معلومات در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 22:5 | لینک ثابت |
سلام، اونم سلامی پر از نشاط،

اصلا میدونی چیه ؟ من هم خوشحالم و هم ناراحت، خوشحالم از اینکه امروز آلبوم جدید سیاوش قمیشی رو به دست آوردم و با گوش کردنش حسابی لذت بردم، و ناراحت از اینکه این آلبوم تو همه دنیا پخش شده و نسخه اصلی اون قابل خریدنه، به جز زادگاه این بزرگ مرد عرصه موسیقی، یعنی کشوری که تو اون همه چیز آدما به دولت و حکومت مربوطه و حتی آدماش حق انتخاب گوش کردن به چیزای دلخواهشون رو ندارند. ظاهرا این کشور اصلا جزو دنیا نیست و همه چیز ما با همه دنیا فرق داره، البته بی انصافی نکنم باید اعتراف کنم یه چندتا کشور تو دنیا هست که از ما بدترن مثلا سومالی، سودان، گینه بی صاحب و ...

حالا بیخیال. خوشبختانه طبق روال معمول این کشور، فردا تعطیله و به شکرانه برنامه ریزیهای بسیار دقیق مسئولین کشور، عملا 5شنبه و جمعه هم تعطیل میشه و از کار و کاسبی و تلاش خبری نیست، و جون میده واسه اینکه با خیال راحت و ذهنی آسوده آهنگهای این استاد بزرگ رو گوش کنم و لذت ببرم. (البته زیاد جدی نگیرید چون قسمت من از تعطیل و غیر تعطیل فقط کارکردنه)

آلبوم رگبار 

اگه جزو از ما بهترون هستید و مسئولین کشورتون اجازه خرید نسخه اصلی آلبوم رگبار رو بهتون میدن حتما بخرید ولی اگه مثل ما اجازه دسترسی به موسیقی مستهجن ندارین لطفا تشریف ببرید تو اینترنت و با یه فیلترشکن خوب آهنگهای زیبا رو دانلود کنید.

به امید اون روزی که ما هم مثل بقیه مردم دنیا اختیار گوش و چشم خودمون رو داشته باشیم

شاد باشید و خرم!

 

نوشته شده توسط آقای معلومات در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 22:41 | لینک ثابت |

برنامه ی پرسش و پاسخ، رادیو معارف:

شنونده: الو؟

مجری: سلام العلیکم، خودتونو معرفی بفرمایید و بعد سوالتونو از حاج آقا مطرح کنید

شنونده: من خانم فلانی، دانشجوی ِ رشته ی فقه و الاهیات در مقطع کارشناسی ارشد هستم و سوالم از حاج آقا اینه که :

با توجه به واجب بودن جواب سلام ، می خواستم بدونم وقتی مجری یا گوینده های اخبار و … در تلویزیون به بیننده ها سلام می کنن، آیا جواب دادن برای بیننده ها واجبه یا نه؟ با تشکر از برنامه ی خوبتون.

حاج آقا: در این مورد بین آقایون مراجع هم بحث هست

 

عده ای معتقدند که : بله واجبه ، چرا که در این مورد تنها فاصله ی بین طرفین زیاده وگرنه سلام ، همان سلام است و جوابش واجب.

اما عده ی دیگری از فقها نظرشون بر این است که : نه چون مجری به شخص خاصی سلام نمی کنه و به بیننده گان در مجموع سلام می کند، پس جواب ِسلام بر تک تک بیننده ها واجب نیست.

اما احتیاط واجب بر آن است که اگر برنامه زنده بود دادن ِجواب سلام واجبه، اما اگر برنامه تولیدی بود، به این معنی که در همین زمان مجری در استودیو در حال اجرای برنامه نیست و این برنامه قبلان ضبط شده ، جواب سلام مستحب است نه واجب.

شنونده: خیلی ممنون حاج آقا از جواب ِکاملتون.

 

امیدوارم که این مطلب واقعی نباشه و یه تخیل طنز از دوستان باشه، چون اگه واقعی باشه خیلی خیلی مایه شرم واسه قشر تحصیل کرده جامعه ماست

نوشته شده توسط آقای معلومات در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 2:15 | لینک ثابت |
سلام بر دوستان.

از امشب ایام مبارک و میمون ارتحالی دی (Ertehaly Day) شروع میشه و امیدوارم که این ایام تعطیل که در نوع خودش یه جورایی تعطیلات سال نو به حساب میاد، به همتون خوش بگذره و در ضمن کلوچه شمال یادتون نره که واسه سوغاتی بیارید.

اصلا میدونی چیه؟ از اول هفته تقریبا مملکت فلج شده و همه یه جورایی تو فکر برنامه ریزی واسه این تعطیلات ۵ روزه هستند و دولت مردان هم که فقط و فقط به فکر حل مشکلات مردم هستند و وقت سر خاروندن ندارن. فکر کنم فقط منه نادان هستم که هیچ برنامه ای ندارم و قراره که مثله روزهای عادی برم سر کار !!

از شوخی که بگذریم بد نیست به این موضوع فکر کنیم که اینهمه تعطیلی واسه چیه و اصلا تعطیلات زیاد، خوبه یا نه؟ به نظر این بنده سراپا معلومات، منطقی اینه که ۲ روز آخر هفته به عنوان تعطیلات آخر هفته تعیین بشه و بقیه تعطیلات مذهبی و مناسبتی لغو بشن و ۲ هفته هم به عنوان تعطیلات سال نو باشه. اونوقت دیگه همه چیز نظم پیدا میکنه و مردم بعد از ۵ روز کار منظم استراحت کافی میکنند و در ادامه هم همه چیز به شکل درست و منطقی پیگیری میشه. آخه من نمیدونم دلیل اینکه ما واسه فوت و یا تولد هر کدوم از بزرگان مذهبی یه روز رو تعطیل کنیم. ویا اینکه مثلا سال ۱۳۴۲ یه قیامی شده و یه عده به خاطر قدرت طلبی یه عده دیگه به خاک و خون کشیده شده اند حالا ما بیام اقتصاد مملکت رو بخوابونیم و یا اینکه به مناسبت فوت و یا شهادت یکی از بزرگان مذهبی مملکت رو فلج کنیم اونم درحالیکه اکثر مردم تو این ایام به فکر مسافرت و خوشی هستند و اون عده کمی هم که میرن عزاداری بیشتر به فکر این هستند که مداح کیه و شام و ناهار رو چی میدن!! آخه اگه واقعا کسی اهل عزاداری باشه میره تو مسجد و حسینیه ۱ ساعت عزاداری میکنه و بعدش به کاراش ادامه میده، تازه تو مملکت ما هم که تو همه ادارات و سازمانها مسجد و حسینیه رو اول میسازن بعد بخشهای کاری رو! تو محلات هم که به جای مدرسه و درمانگاه و مراکز تفریحی مسجد و حسینیه رسمی فراوونه و تو ایام عزاداری هم تکیه های غیر رسمی مثل قارچ سبز میشن. دیگه تعطیلات رسمی به چه دلیله من نمیدونم؟

خلاصه اینکه این تعطیلات واسه این ملت پرکار و پر تلاش مصداق اون مثل قدیمیه که میگه ... گشاد و آب هندوانه !!!!؟؟؟

تعطیلات خوبی داشته باشین و تو این ایام ertehaly day به یاد ما هم باشین!

نوشته شده توسط آقای معلومات در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 0:8 | لینک ثابت |

سلام، چند وقتی که تو رسیدن به وبلاگ خیلی نامنظم و کم کار شدم دلیلش هم گرفتاریهای کاری و مشغله بیش از حد استاندارده که البته تو ایران یه مسئله کاملا جا افتاده و معمولیه !!

این روزها همش صحبت از گرونی و نرخ وحشتناک مسکن و بیچارگی مستاجرین بدبخته و از صبح تا شب در مورد قیمت برنج و گوجه و سیاست و هسته و انرژی و اینجور چیزا فک میزنیم. و همه ما یادمون رفته که ما این انقلاب رو مدیون بزرگ مردی یه سیاستمدار مردم دوست و میهن پرست هستیم. اون مردی که فقط و فقط به آسایش ما مردم فکر میکرد و دولتی رو سرپا کرد که توش همه به مردم خدمت میکنند و به فکر رفاه مسلمین هستند. بله اون شخص روح الله خمینی ملقب به امام خمینی بود.

حالا این بماند که از کل سخنرانی ۱۲ بهمن تو بهشت زهرای ایشون ۹۸ درصدش غیر قابل باوره چون هیچکدوم به واقعیت نپیوست و اون ۲ درصدش هم رو مدیون محمود جون هستیم که تو ۳ سوت نفت رو اورد سر سفره هامون و در عوضش بنزین تو باک ماشینامون رو کشید و گاز بخاریهامون رو برد به ناکجا آباد. قبلا یه سری از شاهکارهای این مرد بزرگ رو تحت عنوان "قضاوت با خودتون " تو همین وبلاگ واستون نمایش داده بودم. و امروز هم یکی دیگه از وعده های ایشون رو براتون به نمایش میزارم :

حالا هی بگید تو این مملکت هیچکی به فکر ما نیست !

الحق که واقعا به تمام این حرفها هم عمل کردند. نه ؟؟؟

در ضمن اینقدر هم به فکر خریدن و انبار کردن برنج نباشید ! چون یکی از دوستان من گفت که دکتر احمدی نژاد عزیز گفته با توجه به اینکه مافیای مسکن و زمین رو منحل و نابود کرده و تو اسرع وقت مافیای برنج و گوجه فرنگی رو هم مشخص میکنه و یه بلایی سرشون میاره که ... آره دیگه داداش !!

خوش باشید و خرم

نوشته شده توسط آقای معلومات در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:17 | لینک ثابت |

کانادا از نگاه یک مهاجر


من از کانادا متنفرم

کانادا کشور خیلی بدیه. من از این کشور متنفرم. دلایل من هم واضح و مبرهنه.برای اینکه مطمئنتون کنم که نظرم کاملا درسته بعضی از دلایلم رو اینجا می نویسم تا خودتون قضاوت کنین. فقط یادتون باشه که فکر مهاجرت به این کشور عوضی رو نکنین. به همون ایران خودمون بچسبین و از زندگی پر صلح و صفا در کنار خانواده تون لذت ببرین. این هم دلایل من:

 

1-   اینجا یک نظام پزشکی احمقانه داره که آدمها رو همین طور بی دلیل مجانی معالجه می کنه. مثلا اگر برین بیمارستان هزینه ویزیت دکتر، معالجات، عمل جراحی، اتاق بیمار، غذا و داروی بیمار و خیلی چیزهای دیگه رو دولت می ده. آخه جون من کدوم کشور خراب شده ای یه همچه کار احمقانه ای می کنه. تازه تو اکثر اتاقهای بیمارستانها تلویزیون هست. برای بچه ها وسایل بازی هست. برای همراهان اتاق انتظار هست که گاهی وقتها هم توش قهوه و شکلات مجانی گذاشتن. از همه بدتر اینکه مریض چون قرار نیست پول بده می تونه آزادنه در محیط بیمارستان بچرخه. ساعت ملاقات هم به طرز احمقانه ای معمولا از صبح شروع میشه تا شب.

 

2-  اکثر پیاده روها و خیابونهای شهرها پر از چمنه. آدم حالش بهم می خوره اینقدر سبزی می بینه. اَه. آخه اینم شد کار. بدتر اینکه هی شهرداری میاد سر این چمنها رو می زنه و مرتبشون می کنه. تازه اینجا این قدر پارک و بوستان هست که آدم نمی دونه کدومشون رو بره. این یکی که خیلی بده. آخه آدم گیج میشه و گیجی هم برای سلامتی مضره.


3-  اینجا مدرسه ها مجانیه. تازه تو این مدرسه های مجانی تو هر کلاس معمولا بیشتر از ۲۰ تا شاگرد نیست. تا دلتون بخواد در اختیار این بچه ها وسایل بازی و امکانات آموزشی گذاشتن. آخه آدم نباید حالش از این وضعیت بهم بخوره. فکر نمی کنین چقدر بچه ها فاسد میشن وقتی فکرشون آزادنه کار می کنه و می تونن از خودشون ابتکار به خرج بدن. بدتر اینکه خیلی از بچه ها تو مدرسه دو تا زبون یاد می گیرن و وقتی دیپلمشون رو می گیرن دو تا زبون انگلیسی و فرانسه رو عین هم صحبت می کنن و می نویسن. واقعا این یکی که دیگه حالم رو بهم می زنه.


4- دولت لوس کانادا برای اینکه مردم رو خر کنه به اونهایی که بچه دارن هرماه یه پولی می ده. احمقانه اینه که اگر کسی در آمدش کمتر باشه پول بیشتری می گیره. بعضی ها برای هر بچه ای بیش از ۲۵۰ دلار در ماه می گیرن تازه علاوه بر اون اخیرا ۱۰۰ دلار هم بابت پول مهد کودک می گیرن. اَه اَه اَه


5- بیشتر راههای کانادا اتوبانه. آخه تو رو خدا یکی نیست بگه اتوبان باعث میشه آدم راحت تر باشه و این خیلی بده. بدتر اینکه اکثر این اتوبانها عوارضی ندارن و همین طور مجانی می ری توشون. تو رو خدا می بینی مالیاتی که از ما میگیرن رو صرف چه بریز و بپاشهایی می کنن.


6- تو این کشور عجیب و غریب خدمات آزمایشگاهی مجانی. آخه آدم این رو به کی بگه. وقتی میری آزمایشگاه نه تنها خون و ادرار و اونی که نمیشه اسمش رو بگم مجانی آزمایش می کنن بلکه احمقا نتیجه آزمایش رو مستقیم می فرستن برای دکترت که مریض به زحمت نیفته. این دیگه قابل تحمل نیست. 

7-  بدترین چیز اینه که تقریبا همه اتوبوسهای مدارس اینجا به یک شکلن. همه به رنگ زردن که حال آدم ازش بهم می خوره. آخه احمقا فکر می کنن اگه رنگ اتوبوس زرد باشه بهتر دیده میشه و خطر تصادفش کمتره و بچه ها جونشون بیشتر در امانه. از اون احمقانه ترش اینه که وقتی سرویس مدرسه وا میسته که بچه ها رو سوار یا پیاده کنه کلی  چراغهای عجیب غریب دور و ورش روشن میشه و همه ماشینها در هر طرف خیابون که باشن وامیستن تا بچه ها با امنیت کامل تو خیابون تردد کنن. آخه چه اهمیت داره که چندتا بچه در طول سال به خاطر تصادف بمیرن که اینا این همه مردم رو به زحمت میندازن.


8-  اگه بخوای تو کانادا یه کار جدید راه بندازی اینقدر بهت اطلاعات مجانی میدن که دیگه بالا میاری. از وب سایتهای دولتی بگیر تا مشاورای حضوری که همین طور پول مالیات رو به عنوان حقوق بهشون میدن تا به یه عده که می خوان ایجاد کار بکنن کمک کنن. آخه اینم شد کار. چرا باید از آدمهایی که طرحهای خوب تو کلشونه حمایت کرد. چرا دولت تا ۲۵۰ هزار دلار به این جور آدمها وام میده. چرا
شهرداریها از این آدمهای مبتکر حمایت می کنن. این دیگه چه وضعشه بابا.


9- از سیستم بد اداری اینجا هر چی بگم کم گفتم. بیشتر کارهای اداری اینجا یا از طریق اینترنت انجام میشه و یا از طریق تلفن. برای اینکه نکنه کارمندهای تنبلشون بخوان با ارباب رجوع سر و کله بزنن بیشتر کارها رو از راه دور و در اسرع وقت انجام می دن. این دیگه نوبرشه والا.


10-   اینترنت تو کانادا سانسور نمیشه. اینم شد کار. هر کی هر چقدر دلش بخواد به دولت و دولت مردان اینجا فحش می ده. اینم شد روش اداره دولت. کسی رو اینجا به خاطر انتقاد کردن از دولت زندانی نمی کنن. بدتر اونکه سرش رو هم زیر آب نمی کنن. من که اصلا سر در نمیارم.


11-   تو خیلی از شرکتهای بزرگ وقتی کارمندها میرن سر کار اصلا کارت نمی زنن. اصلا کسی ازت نمیپرسه کی اومدی کی رفتی. این دیگه چه وضعشه. اون وقت با این وجود اکثر کارمندها به موقع میان و به موقع میرن.


12-  اینجا تقریبا هر کس هر جوری دلش بخواد لباس می پوشه و دین هم آزاده و هر کسی هر دینی که بخواد داره. کسی اصلا ازت سوال نمی کنه که دین و ایمونت چیه. یا اصلا دین و ایمون داری یا نه. این دیگه انتهای بی شعوریه
13-  نظام بانکی اینجا حال آدم رو بهم می زنه. بیشتر کارها اتوماتیک انجام میشه. پرداخت قبضهات رو میتونی اتوماتیک کنی. دریافت حقوقت اتوماتیکه.خیلی از کارها رو از طریق اینترنت انجام می دی. دستگاههای خود پرداز همه جا ریخته که بتونی راحت پول بگیری یا کارهای بانکیت رو انجام بدی. کارتهای اعتباری و خطهای اعتباری و غیره و غیره تو رو از اینکه به دوستان و آشنایانت برای گرفتن
پول مراجعه کنی بی نیاز می کنه. همینه که آدمها از هم فاصله می گیرن. چون هیچ کس از کسی طلبکار نیست کمتر به هم دیگه تلفن می زنن.


14-   آدم از پلیس کانادا نمی ترسه. بابا پلیس باید ابهت داشته باشه نه اینکه به آدم احترام بذاره. همینه که رقم جرم و جنایت اینجا کمه دیگه. لابد مردم از پلیس خجالت می کشن. چون مطمئنم که از پلیس نمی ترسن. کشور کم جرم وجنایت که کشور نیست.


15-  رقم تورم تو کانادا کمتر از سالی ۳ درصده. معمولا این رقم حدود ۲ درصد نگه داشته میشه. اعصاب آدم خرد میشه از بس که قیمتها زیاد نمیشن. احساس میکنی که هیچ تحرکی تو اقتصاد این کشور نیست.


اگه بخوام از بدیهای کانادا بگم این لیست سر به فلک می کشه ولی فکر کنم همین ۱۵مورد برای اینکه متقاعدتون کنه کافی باشه. دیگه به اینکه فروشنده ها خوش برخوردن، پلیس از آدم رشوه نمی خواد، مردم به هم احترام می ذارن و خیلی چیزهای بد دیگه اشاره نمی کنم.
بیشتر مردم کانادا کشورشون رو دوست دارن. به علامت وسط پرچمشون احترام میگذارن و از زندگی توی این کشور راضی هستن. این حرفها براتون کمی عجیب نیست؟

نوشته شده توسط آقای معلومات در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 23:35 | لینک ثابت |

و "خواجه نصیر الدین "دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .

خواجه نصیر الدین فرمود :

ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی .و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است .

اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.

من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم ,دین ها و آیین ها دیده ام .از "غوتمه (بودا)"در خاورزمین تا "مانی ایرانی"در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .

آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد .

اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟

در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد .

در اسلام تو را می گویند :

دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .

غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست

قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .

تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این "اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .

و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ....

از اسرار اللطیفه و الکسیله

نوشته شده توسط آقای معلومات در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 23:11 | لینک ثابت |

سلام، سال نو مبارک

سال نو مبارک

امیدوارم که امسال سال سبز و پر برکتی واسه همه پارسیان دنیا باشه و در هرجای دنیا که هستند شاد و سرحال باشند و امسال سال پرافتخاری واسه ایران عزیز باشه و همه آریایی های دنیا سربلند و پرآوازه باشند.

نوروز پارسی

 این آخر سال ۸۶ بدجور سرهممون شلوغ شده بود و همگی درگیر خرید شب عید و خونه تکونی و مهیا کردن برنامه مسافرت و ... بودیم. ولی یه چیزی که خیلی جالبه اینه که مردم ما تحت هرشرایطی سعی میکنند به اونچه که دلشون میخواد برسن مثلا خیلی جالب بود با اینکه فیلم "علی سنتوری" به بهانه های مختلف توسط دستگاه دولتی به نام وزارت ارشاد ممنوع شده بود بدجور مورد اقبال عمومی قرار گرفت به طوری که تو این روزهای آخر سال هرجا که میرفتی ، تو پاساژ و مغازه و خیابون همه آهنگهای این فیلم رو پخش میکردند و جالب تر اینکه خواننده اون هم محسن چاووشی که اون بیچاره هم کارهاش ممنوعه ! این موضوع نشون دهنده این مطلب که مردم کاری به قوانین بی ریشه این دستگاهها ندارن و برای مقیاس و مقایسه به دلشون رجوع میکنند. تو این چند روز آخر که من هم مثل اکثر مردم مشغول خرید بودم و تو شلوغیهای خیابونها درگیر بودم یه موضوع خیلی ناراحتم کرد و اون هم این بود که خیلی کم میدیدم که مردم بعد از خریدشون به فروشنده نزدیک شدن عید رو تبریک بگن و یا اینکه واسه همدیگه سال خوشی رو آرزو کنند. دیشب که دیگه تقریبا صدای پای عمو نوروز همه جا شنیده میشد موقع خرید بعد از اینکه کارم تموم میشد به فروشنده میگفتم که امیدوارم سال خوبی داشته باشی، فروشنده ها معمولا با حالتی که معلوم بود غافلگیر شدن جواب متقابل میدادند و تازه بعضی از مشتریها هم که تازه یادشون میومد که باید اومدن بهار رو به هم تبریک بگن شروع به همراهی میکردند. واقعا حیفه که ما مردم آریایی رسم و رسوم خوب و پسندیده خودمون رو فراموش کنیم و اجازه بدیم که سنتهای ساختگی و بی اصل و ریشه امروزی جای اونا رو بگیره، مثل ترقه بازی به جای آتیش بازی و یا گوش کردن سخنرانی به جای شادی و پایکوبی در لحظه تحویل سال و ...

اگه یه نگاهی به تقویمهای باستانی خورشیدی بندازید متوجه میشید که تو تمام ماههای سال به عناوین مختلف جشن و مراسم شادمانی وجود داره که الان از اون همه فقط جشن نوروز باقی مونده که اون هم فقط یه اسم نه بیشتر. کاش بتونیم به اصل و واقعیات جشن نوروز و آئین استقبال از بهار پی ببریم و سعی کنیم با شروع فصل بهار و زنده شدن طبیعت ما هم دلامون رو زنده کنیم و همه چیز رو از نو شروع کنیم . به عنوان عیدی هم لوگوی گوگل رو که امروز به مناسب عید نوروز منتشر کرده تقدیم میکنم.

لوگوی گوگل به مناسب عید نوروز

شاد و سرزنده و ورجاوند باشید.

 

نوشته شده توسط آقای معلومات در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 11:16 | لینک ثابت |
سلام، اینم جدیدترین عکس از تشریف فرمایی محمود جون رئیس جمهور خوبمون به آلمان !

ایول به این بازو و خالکوبی خوشگلش !

نوشته شده توسط آقای معلومات در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 23:6 | لینک ثابت |

كنون رزم virus و رستم شنو

دگرها شنيدستي اين هم شنو

 

كه اسفنديارش يكي disk داد

بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

 

در اين disk باشد يكي file ناب

كه بگرفتم از site افراسياب

 

برو حال مي كن بدين disk هان!

كه هم نون و هم آب باشد در آن

 

تهمتن روان شد سوي خانه اش

شتابان به ديدار رايانه اش

 

چو آمد به نزد mini tower اش

بزد ضربه بر دكمه power اش

 

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت

مران disk را در drive اش گذاشت

 

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت

يكي list از root ديسكت گرفت

 

در ان disk ديدش يكي file بود

بزد enter آنجا و اجرا نمود

 

كز ان يك demo گشت زان پس عيان

به فيلم و به موزيك و شرح و بيان

 

به ناگه چنان سيستمش كرد hang

كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

 

چو رستم دگر باره reset نمود

همي كرد هنگ و همان شد كه بود

 

تهمتن كلافه شد و داد زد

ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود

بيامد كه ليسانس رايانه بود

 

بدو گفت رستم همه مشكلش

وز ان disk و برنامه خوشگلش

 

چو رستم بدو داد قيچي و ريش

يكي bootable   ديسك آورد پيش

 

يكي toolkit اندر آن disk بود

بر آورد آن را و اجرا نمود

 

همي گشت toolkit هارد اندرش

چو كودك كه گردد پي مادرش

 

به ناگه يكي رمز virus يافت

پي حذف امضاي ايشان شتافت

 

چو virus را نيك بشناختش

مر از boot sector بر انداختش

 

يكي ضربه زد بر سرش toolkit

كه هر بايت ان گشت هشتاد bit

 

به خاك اندر افكند virus را

تهمتن به رايانه زد بوس را

 

چنين گفت تهمينه با شوهرش

كه اين بار بگذشت از پل خرش

 

دگر باره اما خريت مكن

ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

 

قسم خورد رستم به پروردگار

نگيرد دگر disk از اسفنديار

 

نوشته شده توسط آقای معلومات در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 23:2 | لینک ثابت |